بیا2فقط بخند
خوبید خوشید سلامتید؟
آرمینم.اونایی که گفتین بی معرفتم همتون حق دارین
هم بی معرفتم هم نامرد که این کارو کردم
ولی از بی کسیو تنهایی این کارو کردم
چون متین بهام تقریبا قهر کرده بود
الانم مثله سگ پشیمونم هزار بارم ازش عذر خواهی کردم
تقریبا از دلش دراوردم
امیدوارم منو ببخشه
الان باهم خوبه خوبیم(قابل توجه اون آقایه تنهایی که به خانومه من پیشنهاده دوستی داده بود)
باره آخرت باشه از این قلطا کردی.فهمیدی؟
امیدوارم
خیلی دوستتون دارم
البته دخترا رو جای خواهری
فعلا بای
خوفييييييييييييييييد؟؟؟؟؟؟
بسيار دلم تنگيده بود براتون......
.
البته من متين ام...
اينو گفتم ك ي وقت دختر خانوماي محترم فكر نكنن من آرمينم و واسم عشوه بيان!!!هر چند آرمين ك ماله خودمه فقط....
هه هه....![]()
![]()
ديگه آرمين بايد ببخشه بدون اجازش اومدم تو وبش (البته هر چند آرمين هر چي داره ماله منه و من هر چي دارم
ماله خودمه
)
راستي آرمين الان در حاله بچه داري كردنه!!!!!(فحش ام نده آرمين دوس داشتم بگم![]()
)
اگه اينجوري پيش بره من قول ميدم ميتونه ي مادره خوب شه و ي مهد كودك بزنه)!!!!!!!!!!!![]()
![]()
آرمين ي مادر با مسئوليته!!(اينم تلافيه همون ك بهم گفتي بي مسئوليت)![]()
تقصيره خودته دارم اينارو ميگم آرمين!ميخواستي ش داشته باشي ك منم سرم گرم شه نيام اينجاهمه چيو بگم!!!![]()
![]()
چه خبر ديگه؟؟؟
واي نگفتم اينو باز پول تل اومد مامانم دوباره صداش در اومد!!!تقصيره توه ديگه!!!![]()
هي ميگي متين دلم واست تنگ شده ز بزن
آخه تو چقدر عاشقمي!!
!و چقدرم خسيسي ك نميري ش بگيري ز بزني!!!!![]()
زنگم ميزني از تل دود بايد بلند شه تا قطع كنيم!!!!![]()
بيچاره مامي جونم فكر ميكنه اين همه پول تل ماله حرف زدناي خودشه!!!اينو نگفتم...........
داشتيم بدبخت ميشديم آرمين..مامان ميخواست بره پيرينت بگيره ببينه با كي حرف زديم انقدر پول اومده..
منم ك مظلوم نشسته بودم ميگفتم مامان واقعا چيكار داريد ميكنيد با اين تل ك هوارتا پولش اومده!!!
چايي درست ميكني باهاش؟؟خونه رنگ ميكني
؟؟لباس ميشوري باهاش!!![]()
واقعا چرا انقدر پول اومده؟؟؟!![]()
دختر دايي گرامم چون از ماجرا خبر داشت چشاشون ۵-۶ تا شده بود .
.
ببينيد هر جا گير افتاديد فقط كافيه مظلوم بشينيد و ب كسي ك اين كارو كرده(يعني خودتون)در حضور حضار
محترم چند فحش آبدار بدبد ك كسي ب شما شك نكنه..امتحانش تضمينيه![]()
بسوزه پدر عشق و عاشقي ك آدمو مجبور ميكنه ب خودش اونم جلوي جمع براي جلوگيري از لو رفتن بد و بيراه
بگه!!!!!!!!
خب ديگه بسه ..ب قول آرمين اطلاعات عمومي تون رفت بالا چسبيد ب سقف(قربونش برم
)
بريم ديگه..خوابمون مياد ..ما فردا كار و زندگي داريم مثل شما بيكار ك نيستم هي منو گرفتيد ب حرف!!![]()
بايد فردا برم سر كار آرمين بچه داري كنه!!!هه هه!!!
با اجازه...باباي
یه روز بهم گفت میخوام باهات دوست باشم:
آخه میدونی من این جا خیلی تنهام ...
بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام
یه روز دیگه بهم گفت : میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی ؟ من این جا خیلی تنهام
بهش لبخند زدم گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام
باشه بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا. آخه میدونی من این جا خیلی تنهام..
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام
یه روز تو نامش نوشت : من این جا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی؟من این جا خیلی تنهام..
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم :آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت : من قراره این جا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی من این جا خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم :آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم میکنه اینه که نمیدونه من هنوز هم خیلی تنهام
خوبید؟؟؟ما ام خوبیم!!!
امشب شارژ نداشتم اس بازی کنم ب خاطر همین یواشکی اومدم نت!!!![]()
کسی نفهمه ها!!خب؟؟(آفرین!!)![]()
وای !!!!!آرمین ازت طلاق میگیرما؟؟؟؟!!!!!خوبه حالا ۳ بار پرسید زنم میشی؟؟؟
منم گفتم نمیدونم ..از آخر گفت
بابا جوابمو بده دیگه..منم گفتم آره میشم..
نه مراسمی نه هیچی آرمین دیگه از خوشحالی یه یانکه من زن
شدم گفت پس حالا دیگه زنمی!!!!!!
(البته نا گفته نمونه ک خودمم راضی بودما!!!)![]()
آرمین بزنی زیرش ۳روز باهات قهر میکنما!!!!!!؟؟؟پسر خوبی باش بذار همه چی آروم باشه...![]()
پس شارژ برام میگیری ۲ بار در روز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
بابا خوش ب حاله متین!!!!!![]()
چ شوهر خوبی داره و خودش بی خبره!!!!!!!!!!
راستی ی چیزی !!!!!!!!!!!!!!!![]()
آرمین بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
میگم ....
آرمین روز تولدم و اصلا یادش نبود!!!!!!این چ شوهریه واقعا!!!!!!![]()
خیلی بدی!!!!دلمو شکستی برو حال شو ببر!!!!!!![]()
با من نبودی برو حالشو ببر!!!!![]()
عیب نداره حالا..من بخشیدم...
فقط میخواستم بگم ک چقدر ب فکره زن تی!!!!!!![]()
بچه ها چرا میگین زوده ک ما ازدواج کردیم؟؟؟؟چرا مسخره مون میکنید !!!!!!!!گناه داریما !!!زندگی یه دو تا کبوتر
عاشق و خراب نکنید ...![]()
خب؟؟؟؟؟؟؟
من ی خورده کار دارم تو نت نمیتونم زیاد بنویسم....![]()
دوست دارم عشقم.![]()
مواظب خودت باش.
شمام مواظب خودتون باشید
بای
خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟((آرمینما اشتباه نگیرید))
متین دروخ میگه من اصلا التماس نکردم ک بیا زنم شو من ی بار ی تعارفی زدم
گفتم اگر ی روزی بیام خواستگاری زنم میشی![]()
گفت بله که میشم از خدامم باشه زن مرد خوش اخلاق خوش تیپ خوشمل و باحالی ![]()
مثل آقا آرمین بشم(تعریف از خود نباشه اینارو متین گفت اون شب)![]()
دیگه منم دیدم اینجوریه قبول کردم که زنم بشه![]()
البته ناگفته نماند خودمم خیلی دوستش دالما ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همون شب عروسیمون نینی کوشولومون به وجود اومد الان حدودا ۴ ماهشه
البته تو دل مامانیشه هنوزا![]()
این جمله ی کم غیر اخلاقی بود متین اگر بخونه مکشتم![]()
![]()
اشتال نداله
بیخیال.
در ضمن اینم ک میگه پول بهش نمیدم باز دروخ میگه
روزی ۲بار واسش فقط شارژ میگیرم![]()
با این حرفاش میخواد ذهنیت دوستای اینترنتیمو خراب کنه![]()
ولی شما که میدونید من چقدر خوبم![]()
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
میدونستم که میدونید![]()
خلاصه من وظیفم بود حقایق و به گوش شما برسونم
خب منم دیگه بلم
به قول خانومم کامی سوخت![]()
خیلی دستون دارم(مخصوصا متین)![]()
مواظب باشید
بای بای![]()
خوبید؟؟؟؟؟
آقا آرمین خوبه؟؟؟؟؟؟![]()
وای وای !!!!!!!!!!!!مردم چه روشون زیاده ب قرآن..![]()
۵ ساعت میان ب آدم التماس میکنن میگن آقا بیا زنمون شو از آخر میگن زن نگیرید بدبختیه...![]()
باشه باشه..
ب هم میرسیم آقا آرمین..
منم قهرم باهات...
یلدام قهره....![]()
پس در نتیجه منو یلدا میریم خونه ی بابام ...
توام تنها بشین تو خونه ترک ای سقف و بشمر...![]()
شبام نون و آب بخور..![]()
وا۳ت خوبه ..
من رفتم...![]()
اه اصرار نکن دیگه من نمیمونم باهات..
آستین مو ول کن دیگه....
پاره شد ..پول مگه میدی من برم لباس بخرم این ی دونه لباسم داری اونم پاره میکنی پاره میکنی؟؟؟![]()
منو بگو ک ی ساله داره با ی پارچ دوغ باهات سر میکنم...
دارم یخ حوض میشکونم..
تو ی قوطی کبریت زندگی میکنم..
با ی پیرهن ی ساله دارم میسازم هی میدوزمش ...
کیفم از ۸ ناحیه پاره شده...
۵ سال ی بار بهم پول نمیدی ی کارت شارژ بخرم..![]()
این چ زندگیه واقعا؟؟؟؟؟![]()
ما رفتیم..الان یخم بود تا الان آب شده بود(جمله رو حال کن..)
یلدا مامان پاشو بریم (چ توهم بالاس !!یلدا ک هنوز ب دنیا نیومده!!!!)
ب هر حال ما رفتیم بچه ها شمام شاهد باشید...
بچه ها =عیب نداره خانومی جوونی کرده ی چیزی گفته ..
متین =نه اصرار نکنید دیگه![]()
آرمین=نرووووو..طاقت دوری تو ندارم....نرووووووو![]()
باشه حالا ب خاطره روی گل بچه ها میمونم....
دست آشتی آشتی..![]()
خواهش میکنم خواهش میکنم بفرمایید تشویق نکنید..
دلمم نمیومد ک برما...![]()
حالا دیگه چیکار کنیم..این بچه ام بابا میخواد دیدی بزرگ شد باید برم از تو جوب جمش کنم از این ب بعد..
راستی ی چیزی بگم من ۱۶ سالمه الان ی ساله ازدواج کردیم ..زوده واقعا ازدواج الان؟؟؟؟؟؟؟؟
نه بابا خوبه دیگه..
نه؟؟؟بچه ها شاهد باشید من میخواستم همه داستان ازدواج مونو بگم ولی آرمین اومد کلی کتک ام زد گفت حق نداری چیزی بگی...![]()
ما ام ک مطیع ..دیگه قبول کردیم...
همش تقصیره آرمینه ب خدا...
ب من فحش ندید لطفا... ![]()
راستی من خیلی خیلی آرمین و دو۳ دارم....(نخند ا؟؟؟)![]()
ببین چ بچه ی خوبی ام ابرازه علاقه ام کردم...
من دیگه برم ..کامی سوخت ..
.
مواظب خودتون باشید (مخصوصا آرمین)![]()
بای![]()
میبینید خانوما چه بلایی سر آدم میارن!!!!![]()
تو وب آدمم دست میبرن
یعنی تا این حددددددددددددددددددددد!!!!!!
پسرا خوب چشاتونو باز کنین عبرت بگیرین
که از این بلا ها سرتون نیاد
از ما گفتن بود
خب خوبید دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور مطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوش میزگله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشید من یه مدت نبودما
نمی نستم بیام نت آخه
در ضمن همونطور که خانومی گفتن دیگه دخملا بدونن ما زن و بچه داریم
اسم نینیمم یلداست
قلبونش بلم![]()
![]()
ولی خداییش خانومیمم خیلی دخمل خوفیه![]()
((وای دخملا از حسودی قش کلدن))![]()
خب شمام خوبید ولی من متاسفانه دیگه نمیتنم ابراز احساسات کنم نسبت به شما
خانومی برم خونه باهام قهل میتونه دیگه نمیزاره بوسش کنم![]()
خوب من میلم دیگه
مواظب خودتون باشیدا نرید زن بگیلیدا این صد بار
فدای همگی البته جنس مذکرش که البته فکر کنم از این جنس کسی تو این وب نمیاد
دیگه زیاد حرفیدم
من رفتم بوس![]()
بای![]()
خوبین ؟؟؟؟خوبن؟؟؟خوبیم؟؟؟؟بله ما ام خوبیم ...(من و آرمین)!!!!!!!!!!!!!![]()
با اجازه ی آقا آرمین همین اوله کاری میخوام ی رازی و بگم ..
آقا اجازه هست ؟؟؟
خواهش میکنم اجازه ی ماام دسته شماس....![]()
آرمین....
آرمین....
نگم یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
باشه نمیگم ..
نه میگم.............
هااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه میترسم بگم بعد آرمین فردا طلاقم بده دیگه اونوقت جا و مکان ندارم خب که بخوابم...![]()
گفتم دیگه..
آرمین....
آرمین......
آرمین زن گرفته......
دست بزنید......هوراااااااااااا..
اونم چه دختری !!!!!!!!!
ماشاا....
از هر انگشتش ی هنر میباره....
غذاشو نگو دیگه...فقط نیمرو بلده..اونم اگه نسوزونه....
مرسی مرسی ..
کادو هاتون پس کو؟؟؟؟؟؟
عیب نداره ایشاا... دفعه ی بعد....
شما چرا میخندی خانوم؟؟؟؟؟
خنده نداره ک!!!
آرمین رفته خونه ی بخت.....
خب؟؟؟؟حالا من کی ام ؟؟؟؟
من ی شخصیته تازه ام ک اضافه شدمب خونواده ی حسینی !!۱۱البته فعلا!!!!!!!!!!!!)![]()
پس دخترا همه گوشاشونو تیز کنن بشنون ک آرمین دیگه زن داره ......
.
آره دیگه گفتیم واسش آستین مونو بزنیم بالا...ی کاری وا۳ این پسر بکنیم...
خب پس دخترای مجرد دوره آرمین و خط سبز بکشید..خب ؟؟؟؟
آفرین دخملای خوب!!!!!!!!!
فردا بنده امتحان ریاضی دارم ولی وا۳ اینکه آرمین و اذیت کنم اومدم ی کم وب شو ب هم بریزم ..
پروفایل ام بخونید..![]()
چه خبر دیگه؟؟؟دوستاتون همه خوبن؟؟؟؟
من امشب ی چیزه باحال دیدم ولی از اون جایی ک همگی نا محریم نمیشه بگه ...
ههههههه...
تو کف ش بمونید..
..
ب جونه شما نباشه ب جونه خودم الان خوابم میاد وگرنه وا۳تون همه چیو میگفتم(قضیه ی زن گرفتن آرمین!!)
امشبم کلی اس بازی کردم ..الان دارم دیگه وا۳ خواب میمیرم ..
ایشاا... دوباره از حضوره بنده بهره مند میشید(البته اگه آرمین رمزه وب و عوض نکنه..)خلاصه اگه دیدید بنده
نیستم همش کاره آرمین خانه)....
مواظب خودتون و آرمین باشید....
شماره تماسم گذاشتیم.....
به به ...چه وبی شد!!!!!!!!
با اجازه........
بابای




سلام دوستای باحال
خوبین؟
بلاخره ماه رمضان هم اومد و سحری خوردن و افطار و
سریال هاش که واقعا دست صدا و سیما درد نکنه
با این شاهکارهاش
یه سریالشم طنز نیست
همش غم و غصه و بیمارستان
و از همه بدتر اینکه اولیش که دیگه حال آدمو
تو افطار به هم میزنه((جراحت))
حتما دیدنم داره این سریال
بیخیال از این بحث بیایم بیرون
شما خوفید؟
روزه اید یا پیچوندین؟
من که الان دارم مینویسم روزه ام
اگه چرت و پرت مینویسم به خوبی خودتون
ببخشید دیگه
الان تقریبا 7 ساعته گذشته از سحر
ولی من فعلا نه گرسنه و نه تشنه ام
دعا میکنم این 7-8 ساعت باقیمونده ام همینطوری بگذره
البته ناگفته نماند تا الان خواب بودما که چیزی نفهمیدم
اگه راه داد بعد از ظهرم میخوابم تا افطار
خیلی حال میده
آخه خدا خودش گفته خواب شما در ماه رمضان
عبادته منم که عاشق عبادتم دیگه
خوب دیگه بسه هر چی دری وری نوشتم
مواظب خودتون باشین
فعلا بای
لورا پس از دوماه، نامه اي از نامزد مكزيكي خود دريافت مي كند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم كه دراين
مدت ده بار به توخيانت كرده ام !!! ومي دانم كه نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را
ببخش و عكسي كه به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همكاران ودوستانش مي خواهدكه عكسي ازنامزد،
برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عكس ها راكه كلي بودند
باعكس روبرت، نامزد بي وفايش، دريك پاكت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي
كند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فكر كردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عكس خودت راازميان
عكسهاي توي پاكت جداكن وبقيه رابه من برگردان.....
تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نيست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبي؟
*******************************************************
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب.
*******************************************************
از يکي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نکشيدي که عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته که جفتش يادت بره؟؟
*******************************************************
یارو زنش رو می بره سونوگرافی ، بهش می گن : بچت پسره
یارو می گه : جدی ؟ ... تورو خدا بگو اسمش چیه ؟
********************************************************
طرف داشته با خره فوتبال بازي ميكرده.بهش ميگن چرا با خر بازي ميكني؟ ميگه همچينم خر نيست. 3 به 1 جلوئه!
**************************************************************
یه نفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟
طرف مي گه : نه
از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟
اون يکي هم مي گه نه
بعد یارو بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن
!**************************************************************
ترکه میره کلانتری میگه جناب سروان طوطی من گم شده… افسره میگه خوب
حالا ما چکار کنیم برات؟ ترکه میگه هیچی، فقط میخواستم بگم هر فحشی که به آخوندا میده نظر شخصی خودشه
…. !**************************************************************
مگسه توی سالگرد ازدواجش، همسرش رو بغل میکنه و بهش میگه: عزیزم، من تو رو با هیچ گهی عوض نمیکنم…
**************************************************************
ترکه کارخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می
گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند روی عمامه ها آرم نایک می زده
**************************************************************
تومراسم ختم بلندگو می گه: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. یارو داد میزنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!
**************************************************************
اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه!
**************************************************************
دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسري که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملاً از او نا امید شده بود از کسی که آنقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقاً موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش آمده بودن غیر از پسر.
چشمهایش همیشه به دری بود که همه ازآن وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی سر و ته که خود پسر هم به احمقانه بودنش انها اعتراف داشت.
تحمل دختر تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمی خواهد او را ببیند به او گفت که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز به عیادتش امده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست داشتن بود دختر در حالت عصبی به پهلوی پسر ضربه ای زد زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل یخ بود ولی دختر متوجه نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای همیشه ترک کرده بود
دختر با خود فکر می کرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا که آدمهایی مثل آن غریبه پیدا می شوند که کلیه اش را مجانی اهدا می کند بدون اینکه حتی یک تومان پول بگیرد و حتی قبول نکرده بود که دختر برای تشکر به پیشش برود و یا پسر خا له اش با ان همه احساس و ابراز محبت وآن وقت او عاشق بی احساس ترین ادم دنیا شده بود در همین حال پسر از شدت ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می امد پاک می کرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا بر جا بود او نمی خواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند.
مدير : يك سال چند روز دارد؟
مرد: ۳۶۵ روز، بعضي مواقع ۳۶۶.
مدير: يك روز چند ساعت است؟
مرد: ۲۴ ساعت
مدير: تو چند ساعت در روز كار مي كني؟
مرد: از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر؛ ۸ ساعت در روز.
مدير: بنابراين تو چه كسري از روز را كار مي كني؟
مرد: ۳/۱
مدير: خوبت باشه!! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز مي شود؟
مرد: ۱۲۲ روز.
مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: در يك سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟
مرد: ۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز يكشنبه، برابر با ۱۰۴ روز.
مدير: متشكرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز كم كني، چند روز باقي مي ماند؟
مرد:۱۸ روز.
مدير: من به تو اجازه مي دهم كه در تا ۲ هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده كني .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز كم كني ، چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۴ روز.
مدير: آيا تو در روز جمهوري (يكي از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: آيا تو در روز استقلال (يكي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۲ روز آقا.
مدير: آيا تو در روز اول سال به سر كار مي روي؟
مرد: نه آقا.
مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۱روز آقا.
مدير: آيا تو در روز كريسمس كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: هيچي آقا.يك مرد پس از ۲ سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر ۱ يا ۲ روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.»
مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
مدير : يك سال چند روز دارد؟
مرد: ۳۶۵ روز، بعضي مواقع ۳۶۶.
مدير: يك روز چند ساعت است؟
مرد: ۲۴ ساعت
مدير: تو چند ساعت در روز كار مي كني؟
مرد: از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر؛ ۸ ساعت در روز.
مدير: بنابراين تو چه كسري از روز را كار مي كني؟
مرد: ۳/۱
مدير: خوبت باشه!! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز مي شود؟
مرد: ۱۲۲ روز.
مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: در يك سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟
مرد: ۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز يكشنبه، برابر با ۱۰۴ روز.
مدير: متشكرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز كم كني، چند روز باقي مي ماند؟
مرد:۱۸ روز.
مدير: من به تو اجازه مي دهم كه در تا ۲ هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده كني .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز كم كني ، چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۴ روز.
مدير: آيا تو در روز جمهوري (يكي از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: آيا تو در روز استقلال (يكي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۲ روز آقا.
مدير: آيا تو در روز اول سال به سر كار مي روي؟
مرد: نه آقا.
مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۱روز آقا.
مدير: آيا تو در روز كريسمس كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: هيچي آقا.
مدير: پس تو چه ادعايي داري؟
مرد: !!!
نتيجه اخلاقي: هرگز از مديريت منابع انساني كمك نخواهيد.
مديريت منابع انساني = HR يعني High Risk = ريسك بالا
مدير: پس تو چه ادعايي داري؟
مرد: !!!
نتيجه اخلاقي: هرگز از مديريت منابع انساني كمك نخواهيد.
مديريت منابع انساني = HR يعني High Risk = ريسك بالا

سلام
سلام به همه
سلام به همه دوستان
سلام به همه دوستان پرسپوليسي
خوفين؟خوشين؟
تبريک به همه پرسپوليسي ها
به اين ميگن پرسپوليس واقعي
واقعا بازي قشنگي بود البته از اولم معلوم بود فولاد گستر تيمي نيست که قهرمان بشه
کاملا مشخص بود
ولي با اين حال اتفاقاي عجيبي که تو اين بازي افتاد بازي رو باحال کرد
به هر حال که پرسپوليس اين جام رو فتح کرد مبارکش باشه
نوش جووووووووووووووووووووووووووونش
اميدوارم تو جام باشگاه ها هم موفق بشه
دمشون گرررررررررررررررررررررررررررررررررررم
دم شما هم گرم قربونت برم بای
مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود. وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.
قدری راند و از شتاب اتومبیل لذت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی میرفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرندهای بود رها شده از قفس. سرعت به 160 کیلومتر در ساعت رسید.
مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او میآید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است. مرد اندکی مردد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد.
کمی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد. بر سرعتش افزود. به 180 رسید و سپس 200 را پشت سر گذاشت، از 220 گذشت و به 240 رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.
ناگهان به خود آمد و گفت: "مرا چه میشود که در این سن و سال با این سرعت میرانم؟ باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه میخواهد."
از سرعتش کاست و سپس در کنار جاده منتظر ایستاد تا پلیس برسد. اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقف کرد...
افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است. امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخصی بروم. سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. خصوصا اینكه به هشدار من توجهی نكردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتر كرده و از دست پلیس فرار كردی. تنها اگر دلیل قانعکننده ای داشته باشی که چرا به این سرعت میراندی، میگذارم بروی."
مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت: "میدونی جناب سروان؛ سالها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد. وقتی شما رو آژیر كشان پشت سرم دیدم تصور کردم داری اونو برمیگردونی!"
افسر خندید و گفت: "روز خوبی داشته باشید، آقا!" و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت.